۱۳۸۹ فروردین ۲۴, سه‌شنبه

point of no return

آدم آدم است.
جز است نمی تواند به کل اشراف داشته باشد، حقیقت را ندارد، هزارتا پیش فرض غلط دارد، خطا می کند.
خودمحور است.
خطا که کرد شاید دیگرانی را هم بدبخت کند.
دیگران از دستش، از ترس جان حتی، به هزار و یک سوراخ فرار می کنند. توبیخش می کنند جواب نمی دهد، انکارش می کنند. چه کار می توانند بکنند؟

کسی از همان اول آجرش را کج گذاشته و ستون خانه اش کج و معوج رفته بالا، حالا مدام می ترسد که این ستون بریزد. آسایش ندارد، به آب و آتیش می زند، مستاصل است، ترسیده. ترس که منطق ندارد. آدم مستاصل هم عقلش درست کار نمی کند - حالا فرض کن از اول هم عقل گرد بوده باشد چه فرقی می کند؟ - این است که هی بیشتر و بیشتر گند می زند. دیگران نشسته اند و زیرچشمی نگاه می کنند، ستون خانه ی اوست که کج بالا رفته، می خواست دقت کند می خواست ندانم کاری نکند. هر که خربزه می خورد پای لرزش هم می نشیند. دیگران باید حواسشان را جمع ستون خانه ی خودشان کنند. چه حقی از این بدیهی تر در این آشفته بازار؟ پرده را می کشند تا ستون کج و معوجش را نبینند. هرگونه ارتباطی را هم با این ستون کج و معوج ِ مایه ی دردسر انکار می کنند. این ستون اگر بریزد اما فقط خطاکار زیر آوار نمی ماند که، دیگران بی گناه هم در معرض خطر اند.

این آجرهای کج بالا رفته باید برداشته شوند؛ تنهایی نمی تواند. شاید تو، توی نوعی، بتوانی، اما او نمی تواند، چه فرقی می کند علت این ناتوانی چه باشد؟ چه فرقی می کند وقتی واقعیت این است که او مدتی است نشسته مستاصل مضطرب و پریشان فرو ریختن ستونش را انتظار می کشد و کاری از دستان لرزانش ساخته نیست؟ حالا چه فرقی می کند که چه کسی خربزه خورده و چه کسی باید پای لرزش بنشیند، وقتی این موجود خطاکار عاجزانه تقاضای کمک دارد؟

نگو مشکل تو نیست. واقعیت این است که مشکل تو هم هست. حق داری دنبال دردسر نباشی ولی دردسر این جاست. غیرمنطقی است که باشد. احمقانه است که باشد. هرکوفتی هست، جلوی چشم است روز و شب. انکارش کنیم، محلش نگذرایم که خودش خوب می شود؟

اگر مستاصل شده ای که از سر کچلت چه می خواهند، می توانی هم یواشکی تفنگ شکاری را برداری و بروی با یکی دو گلوله کار را یک سره کنی. تفنگ را هم می گذاری سرجایش، شاید هم آب از آب تکان نخورد.

یک قاتل هم حتی حق دارد حرف آخر داشته باشد نه این که حرف آخرش دردی از خانواده ی مقتول دوا کند، نه. ولی حق دارد شاید فقط چون یک آدم است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر