۱۳۸۹ تیر ۲۱, دوشنبه

The Chomskyan Revolution*

تبعات گسترده‌ی یک اتفاق ساده :


دلبستگی اصلی چامسکی هیجده‌ ساله در دروان دانشگاه مسائل سیاسی خاورمیانه بوده، تا ‌آن‌جا که خیال داشته به فلسطین برود و در یک کیبوتص کارکند ولی پدرومادرش موفق می‌شوند از این کار منصرفش کنند...


Chomsky's main interest as an undergraduate at the University of Pennsylvania was Middle East politics. He had once considered leaving his studies entirely " to live on a Kibbutz and work for Arab-Jewish cooperation". His parents in an effort to discourage him from going to Palestine introduced him to Zelling Harris, who was a professor of linguistics in Pennsylvania and shared Chomsky's views on Zionism. The ploy worked. Harris immediately took the 18-year-old Chomsky under his wing...
[p.33]


Chomsky's Syntactic Structures, which initiated the well-known Generative Grammar, was released early in 1957.

در سال 1957 چامسکی بیست‌ونه ساله کتابی منتشر می‌کند و تئوری دستور زایشی - تو فارسی تا آن‌جا که من دیده‌ام این‌جور ترجمه‌اش کردند - را پایه‌گذاری می‌کند. خوب و بد و درست غلطی تئوری به کنار در این که به وجود آمدنش اتفاقی انقلابی در عالم زبانشناسی بوده تقریبا حرفی نیست.

Here are some remarks regarding this work upon its publication (they turned out to be true):

“One of the first serious attempts on the part of a linguist to construct within the tradition on scientific theory-construction a comprehensive theory of language which may be understood in the same sense that a chemical, biological theory is ordinarily understood by expert in those fields” [Lees, R., (1957) in Language 33 (3): 375–408]


Even if Syntactic Structures manage to accomplish only part of its goals “it will have accomplished a Copernican revolution” [Voegelin, C.F. (1958), in IJAL 24.229-31]


“Linguistics will never be the same” [Bazell, C.E. (said to a student)]

[p.19]


Extracts from:

Newmeyer, F. 1986. Linguistic theory in America. 2nd edn. New York:Academic Press.


این‌ها تبعات زبانشناسانه‌ی این "اتفاق ساده" بود، تبعات سیاسیش هم که دست کمی ندارد و البته همگی شهره‌ی عام و خاص هستند.


پ.ن.1. دارم این کتاب را می خواندم به نقل قول اول که رسیدم میخ کوب شدم، نقل قول دومی قبلش هیجان‌زده‌ام کرده بود - البته این‌جور نبود که کاملا ازاین اتفاقات بی‌خبر باشم ولی خواندشان امروز بعد از ظهر حس خاصی داشت. گاهی این‌جور خواندن‌ها عجیب هیجان‌زده‌ام می‌کند. ایده ی نوشتن پست هم از آنجا آمد که یاد نوشته‌ی وبلاگ نسوان مطلقه افتادم که اخیرا توی گودر خوانده بودم، به خاطر این جمله‌ی پاراگراف آخر: "می بینید؟ یک اتفاق ساده که در زمان خودش به آسانی از آن می گذریم چه تبعات گسترده و وخیمی می تواند به همراه داشته باشد؟". بقیه‌ی ماجرا البته داستانی عشقی است و خیلی ربطی به اتفاق ساده‌ی بالا ندارد!

پ.ن 2. دریک برنامه‌ی فشرده‌ی درسی به سر می‌برم، هوس نوشتن پست به سراغم آمد و تندی سرهمش کردم، خیلی سخت نگیرید ایراد فرم و محتوی زیاد دارد، می‌دانم.

* تیتر، عنوان فصل مربوطه‌ی کتاب فوق الذکر است.



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر