فعال حقوق بشر است حرف از روابط جنسی و همجنسگرایی است - بحث را خودش شروع کرده. لغت همجنسباز و هیچ لغت تحقیرآمیز دیگری به کار نمیبرد، هر چند دقیقه یک بارهم تاکید میکند که اعتقاد دارد به برابری و حقوق مساوی ... ولی تمام حرفمان سر این موضوع است که برایش عجیب و غیراخلاقی است که دختری که تا قبلش دوست پسر داشته حالا از فردا دوست دختر دارد. نه اینکه مسالهاش عوض کردن پارتنر باشد، این تغییر جهت جنسی به نظرش صرفا جنبهی تفننی دارد و درنتیجه غیراخلاقی است.
خانم بسیار محترم و باتوجهی - که فعال حقوق بشر هم هست - میخواست جک "ترکی" تعریف کند، شروع کرد با "یه آذریه...."! بهش گفتم اینجور که شما تعریف میکنید که رسما توهینآمیز میشود. قبول نکرد چون اعتقاد داشت "ترک" خطاب کردن آذریها توهینآمیز است.
با دوست پسرش مانده چون پول ندارد خانهی جدا اجاره کند و با اینکه عاشقش نیست اظهار عشق میکند؛ برای پیش بردن کوچکترین کاری به عشوهگری زنانه متوسل میشود. فعالیتهای فمینیستی این دختر چه اعتباری میتواند داشته باشد؟
اعتقاد دارد یا حداقل پذیرفته که دیه زن نصف مرد باشد، زن نصف مرد ارث ببرد، حضانت فرزند مال پدر باشد، زن مسلمان از نه سالگی حجاب داشته باشد.... با زن نامحرم دست نمیدهد و اگر "پوشیده" نباشد نگاهش نمیکند. میپندارد همجنسگرایی در بهترین حالت یک بیماری است. منطقی است با او سر تبعیضآمیز* بودن کلمهای که به کار برده بحث کنم؟ اگر بحث کردیم و پذیرفت و گفت بعد از این بیشتر روی انتخاب کلماتش دقت میکند، جای خوشحالی دارد که "گفتگو" به نتیجهی مطلوب من رسیده است؟
جوان است. علاوه بر روپوش و مقنعهی بلند، چادر سیاه سر میکند و این پوشش مطلقا انتخابی و از روی اعتقادش است. وقتی فکر میکند بهتر است زن بودن را در هزارلایه قایم کرد، حساسیتش به ادبیات "ضدزن" چه قدر میتواند معنیدار باشد ؟
.
.
.
خانم بسیار محترم و باتوجهی - که فعال حقوق بشر هم هست - میخواست جک "ترکی" تعریف کند، شروع کرد با "یه آذریه...."! بهش گفتم اینجور که شما تعریف میکنید که رسما توهینآمیز میشود. قبول نکرد چون اعتقاد داشت "ترک" خطاب کردن آذریها توهینآمیز است.
با دوست پسرش مانده چون پول ندارد خانهی جدا اجاره کند و با اینکه عاشقش نیست اظهار عشق میکند؛ برای پیش بردن کوچکترین کاری به عشوهگری زنانه متوسل میشود. فعالیتهای فمینیستی این دختر چه اعتباری میتواند داشته باشد؟
اعتقاد دارد یا حداقل پذیرفته که دیه زن نصف مرد باشد، زن نصف مرد ارث ببرد، حضانت فرزند مال پدر باشد، زن مسلمان از نه سالگی حجاب داشته باشد.... با زن نامحرم دست نمیدهد و اگر "پوشیده" نباشد نگاهش نمیکند. میپندارد همجنسگرایی در بهترین حالت یک بیماری است. منطقی است با او سر تبعیضآمیز* بودن کلمهای که به کار برده بحث کنم؟ اگر بحث کردیم و پذیرفت و گفت بعد از این بیشتر روی انتخاب کلماتش دقت میکند، جای خوشحالی دارد که "گفتگو" به نتیجهی مطلوب من رسیده است؟
جوان است. علاوه بر روپوش و مقنعهی بلند، چادر سیاه سر میکند و این پوشش مطلقا انتخابی و از روی اعتقادش است. وقتی فکر میکند بهتر است زن بودن را در هزارلایه قایم کرد، حساسیتش به ادبیات "ضدزن" چه قدر میتواند معنیدار باشد ؟
.
.
.
ادبیات تبعیضآمیز مستلزم وجود تبعیض و نگاه تبعیضآمیز است. وقتی هیچگونه تبعیض و نگاه تبعیضآمیزی وجود نداشته باشد - به فرض ممکن - ادبیات تبعیضآمیز هم وجود نخواهد داشت : تا نگاه نباشد نمیتوان انعکاسش را در کلام دید (دوستی که در سوئد زندگی میکند تعریف میکرد شنیده است به پسرکی فحش داده اند با این مضمون که "مادرت را فلان" و پسرک خوشحال جواب داده اتفاقا مادرم اینروزها غمگین و تنها و بیپارتنر است و احتمالا از این اتفاق استقبال میکند!). اما برعکش درست نیست؛ یعنی میشود فرض کرد در جایی و به نسبت موضوعی کلام تبعیضآمیزی دیده و شنیده نشود، اما تبعیض وجود داشته باشد و نگاه تبعیضآمیز هم. به علاوه، این فرض که پاک شدن کلام مقدمهی (گام اول در جهت) برطرف شدن تبعیض است برای من بدیهی نیست.
فکر نمیکنم، نشان گرفتن کلام برای مقابله با تبعیض و نگاه تبعیضآمیز، نشانهگیری درستی باشد.
پ. ن.
راستش، معنی (هدف) تذکر دادن به آدمها بابت داشتن نگاه تبعیضآمیز را نمیفهم. میفهم کسی به من بگوید فلان کلمه توهینآمیز است بهتر است به جایش بگویی فلان - طرفی که این را به من میگوید احتمالا میداند من قصد توهین نداشتهام و تذکر میدهد که از نادانی درم بیاورد. (مثلا من تا مدتی به جای همجنسگرا میگفتم همجنسباز و کلاه خودم را که قاضی کنم میدانم نگاه تبعیضآمیزی به همجنسگراها نداشته و ندارم. وقتی به من تذکر دادند که این کلمه بار منفی دارد و همجنسگرا مرسوم شده پذیرفتم و تا جایی که حواسم باشد همجنسباز را به کار نمیبرم). اما تذکر بابت تبعیضآمیز بودن نگاه برایم بیمعنی است. موافقید این به معنی نیست که کلام و نگاه تبعیضآمیز آزارم نمیدهد؟ در ضمن، به نظرم سادهانگاری است فکر کنیم قشر مورد تبعیض واقع شده - حتی اگر این تبعیض نهادینه باشد - نیاز به ذرهبین یا سمعک دارد تا متوجه این نگاهها شود، همچنین که پیشفرض این باشد که همه بر سر روش و درستی نوع خاصی از اعتراض توافق دارند و اگر کسی مخالفتی کرد یا همراهی نکرد یا فیلترش به اندازهی کافی ریز نیست یا فکر میکند حالا وقتش نیست یا برایش بیاهمیت است یا جرات ندارد یا حوصله ندارد یا وقت یا...
فکر نمیکنم، نشان گرفتن کلام برای مقابله با تبعیض و نگاه تبعیضآمیز، نشانهگیری درستی باشد.
پ. ن.
راستش، معنی (هدف) تذکر دادن به آدمها بابت داشتن نگاه تبعیضآمیز را نمیفهم. میفهم کسی به من بگوید فلان کلمه توهینآمیز است بهتر است به جایش بگویی فلان - طرفی که این را به من میگوید احتمالا میداند من قصد توهین نداشتهام و تذکر میدهد که از نادانی درم بیاورد. (مثلا من تا مدتی به جای همجنسگرا میگفتم همجنسباز و کلاه خودم را که قاضی کنم میدانم نگاه تبعیضآمیزی به همجنسگراها نداشته و ندارم. وقتی به من تذکر دادند که این کلمه بار منفی دارد و همجنسگرا مرسوم شده پذیرفتم و تا جایی که حواسم باشد همجنسباز را به کار نمیبرم). اما تذکر بابت تبعیضآمیز بودن نگاه برایم بیمعنی است. موافقید این به معنی نیست که کلام و نگاه تبعیضآمیز آزارم نمیدهد؟ در ضمن، به نظرم سادهانگاری است فکر کنیم قشر مورد تبعیض واقع شده - حتی اگر این تبعیض نهادینه باشد - نیاز به ذرهبین یا سمعک دارد تا متوجه این نگاهها شود، همچنین که پیشفرض این باشد که همه بر سر روش و درستی نوع خاصی از اعتراض توافق دارند و اگر کسی مخالفتی کرد یا همراهی نکرد یا فیلترش به اندازهی کافی ریز نیست یا فکر میکند حالا وقتش نیست یا برایش بیاهمیت است یا جرات ندارد یا حوصله ندارد یا وقت یا...
*استفاده از کلمهی تبعیضآمیز - و نه توهینآمیز - اتفاقی نیست ( و برای تاکید، اضافه میکنم این مثال است).
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر