زیاد غر میزنم. انگار که همیشه درحال نالیدن باشم! ولی از حق نباید گذشت من- بزنم به تخته - آدم خوششانسی هستم!
گاهی یادم میرود. بعد که یادم میآید، میترسم! میترسم که به سزای این ناشکریها، خوششانسیام هم پربکشد و برود. بعد به خودم قول میدهم که از نالیدن دست بردارم و از شانسم استفاده بهینه کنم، به قول معروف حالش را ببرم!
فعلا که در این فاز هستم و زندگی دوباره شیرین شده - یعنی البته آنقدری که میشود این روزها شیرین باشد...
گاهی یادم میرود. بعد که یادم میآید، میترسم! میترسم که به سزای این ناشکریها، خوششانسیام هم پربکشد و برود. بعد به خودم قول میدهم که از نالیدن دست بردارم و از شانسم استفاده بهینه کنم، به قول معروف حالش را ببرم!
فعلا که در این فاز هستم و زندگی دوباره شیرین شده - یعنی البته آنقدری که میشود این روزها شیرین باشد...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر