۱۳۸۸ دی ۲۲, سه‌شنبه

اغفال

موهای خشک و زبرم در انتظار انگشتان نرمش درهم تنیده بودند
امروز دیگر مجبورشدم به دست نرم‌کننده بسپارمشان

ماداران تهی‌دست برزیلی در زمان بی‌آذوقگی سنگ بار می‌گذارند
تا کودکان بی‌تابشان به هوای یک وعده‌ غذا قدری آرام بگیرند

نه کودکان گرسنه را می‌شود اغفال کرد نه مو‌های خشک و زبر درهم‌تنیده را



چند روز پیش زیردوش این را، به اصطلاح، سرودم! داشتم فکر می‌کردم مو‌هایم شامپو لازم دارند یا نه، نمی‌دانم فکرم کجا‌ها رفت که صحنه‌های دل‌خراش فیلم مستندی درباره‌ی وضعیت کشاورزان برزیلی که خیلی وقت پیش دیده بودم، جلوی چشمم مجسم شد. ‌آخر سر هم مو‌هایم را نشستم.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر